wrapper

بسم الله الرحمن الرحیم


انما یخشی الله من عباده العلماء

موضوعی که مورد تمجید و مقبول همه علما و مستند بادله عقل و نقل است همانا فضیلت و شرافت علم است و در آن جای کلام نیست . آنچه که مورد اهمیت بلکه لازم و متعین است برای افرادی که در مقام انتخاب هدف می باشند یا آنهایی که پا در رشته علم ، مخصوصاً علم دین و شریعت نهاده و این راه مهم و با ارزش را انتخاب نموده اند این است که باید کاملاً دو مرحله را در نظر داشته و روی آن با دقت تمام مطالعه نمایند .

 

اول – آنچه وارد شده در فضیلت و مقام علم و علما از آیات کریمه قرآن و احادیث و روایات ائمه معصومین علیهم الصلاه و السلام تمام آنها را با تعمق تحت بررسی قرار دهند تا اینکه موجب شناخت بیشتر قدر و مقام عمل خود و همچنین موجب نشاط و جدیت و سعی و مقاومت در آن و از طرف دیگر کمال مواظبت بر آن و هدر ندادن اهداف عالیه آن بواسطه کارهای بی ارزش و ناچیز باشند در قرآن مجید آیات بسیاری در مقام علم و فضیلت آن وارد شده که فقط به دو مورد آن اشاره می شود .

safi

 

1- قول الله عز و جل : « یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات و الله خبیر بما تعملون » [1] خداوند درجه و مقام آنان را از شما که ایمان آوردند و علم به آنها داده شد ( بالا می برد نه یک درجه بلکه ) درجات زیادی بالا می برد .

2- قوله تعالی : « انما یخشی الله من عباده العلما » [2] جز این نیست که از بندگان خدا علما هستند که از خدا می ترسند . و اما روایات که در این باره از پیغمبر و ائمه هدی صلوات الله علیهم اجمعین رسیده بسیار زیاد که متجاوز از 300 روایت می باشد ، فقط در بحار بیش از 130 صفحه ، در عوالم حدود 230 صفحه روایت که همه در شرافت و فضیلت علم وارد شده که وقتی انسان به آنها مراجه می کند ، مبهوت و متحیر می شود . یعنی از ابتدای شروع و قدم اول که طالب علم بر می دارد تا زمانی که کامل می شود و به سمت جانشینی و خلیفه و وارث پیغمبر و امام (ع) می رسد ، تا آخر عمر و بعد از آن در برزخ و قیامت و میزان و صراط و مقام شفاعت و مقام بهشت مورد عنایات و الطاف خاصه الهی قرار گرفته ، بلکه موجب مغفرت و رحمت بر سائر مردم هم می شود . حتی اینکه نظر به در خانه او ، نظر بصورت او ، مجالست و حضور در محضر او ، تعلُّم و فراگرفتن از او و عمل به گفتار او عبادت محسوب می شود . همه از او بهره می برند و در قیامت مشمول شفاعت او واقع می شوند بلکه مخلوقات خداوند متعال از برای او طلب آمرزش و علو درجات می کنند از ماهیان دریا تا حیوانات صحرا تا ملائکه آسمانها ، بلکه فرشتگان بالهای خود را زیر او برای احترام او پهن می کنند ، آیا هدفی بالاتر و با ارزش تر می شود پیدا کرد . در اینجا فقط به دو روایت که مقداری جامع است اکتفا می کنیم :

1- شیخ کلینی (ره) ‌به سند صحیح روایت فرموده : عن الصادق عن ابیه عن آبائه علیهم السلام قال : قال رسول الله (ص) : « من سلک طریقاً یطلب فیه علماً سلک الله به طریقاً الی الجنه فان الملائکه لتضع اجنحتهم لطالب العلم رضاً به و انه یستغفر لطالب العلم من فی السماء و من فی الارض حتی الحوت فی البحر و فضل العالم علی العابد کفضل القمر علی سائر النجوم لیله البدر و ان العلماء ورثه الأنبیاء ، لم یورثوا دیناراً و لا درهماً و لکن ورثوا العلم فمن اخذ منه اخذ بحظّ وافر » . پیغمبر اکرم (ص) فرمود : هر کس راهی را طی کند که در آن علم تحصیل شود خداوند او را به راهی هدایت می کند که سر از بهشت در بیاورد و فرشتگان بالهای خود را برای طالب علم پهن می کنند و به این کار خشنود هستند و آنچه در آسمان و زمین است برای طالب علم استغفار و طلب آمرزش می کنند حتی ماهیان دریا ، و برتری عالم بر عابد مانند برتری ماه شب چهارده بر ستارگان آسمان می باشد و علما وارثان انبیاء هستند . زیرا که انبیاء مال و منالی و درهم و دیناری از خود به جای نمی گذارند بلکه علم و دانش از خود باقی می گذارند کسی که از علم انبیاء بهره مند شود حظّ فراوانی برده است .

2- روایت اصبغ بن نباته عن امیرالمؤمنین (ع) ( که مضمون آن در روایات متعدده آمده که شهید ثانی (ره) و صاحب مجمع تعبیر بصحیح فرموده اند ) : « تعلموا العلم فان تعلمه حسنه و مدارسته تسبیح و البحث عنه جهاد و تعلیمه لمن لا یعلمه صدقه و هو أنیس فی الوحشه و صاحب فی الوحده و سلاح علی الأعداء وزین الأخلاء یرفع الله به أقواماً یجعلهم فی الخیر أئمه یقتدی بهم ترحق أعمالهم و تقتبس آثار هم ترغب الملائکه فی خلتهم یمشحونهم باجنحتهم فی صلاتهم لأن العلم حیات القلوب و نور الابصار منالعمی و قوه الأبدان من الضعف و ینزل الله حامله منازل الابرار و یمنحه مجالسه الاخیار فی الدنیا و الآخره ، بالعلم یطاع الله و یعبد وبالعم یعرف الله و یوحد وبالعلم توصل الارحام و به یعرف الحلال و الحرام ، و العلم اما العقل و العقل تابعه یلهمه الله السعداء و یحرمه الاشقیاء »‌ [3] اما با اینهمه فضیلتها و درجات ولی به همان مرتبه خطر سقوط و پستی را در بردارد ، طبیعی است عالمی که گمراه شد عالمی را گمراه می کند اگر خود عمل نکرد جامعه را لاابالی و فاسد یا بی تفاوت می نماید ، اگر بنا شد عالم وارث و جانشین پیغمبر(ص) باشد و ثواب و درجه اش به این مقدار بالا رود پس خطا و گناهش هم قهراً به همین مرتبه بالاتر می شود حتی ممکن است ترک اولائی از او خطا حساب شود . تا جائی که در معتبره حفص امام صادق (ع) می فرماید : « هفتاد گناه از جاهل بخشیده می شود قبل از اینکه یک گناه از عالم بخشیده شود » [4] پس در مرحله دوم باید تمام آیات و روایاتی که در آثار سوء و پستی عالم منحرف و بی عمل وارد شده بدقت مطالعه شود و انسان عبرت بگیرد تا اینکه نعوذ بالله در زمره آنان قرار نگیرد و خود را گرفتار آن همه بارهای سنگین و عذابهای الهی کند بلکه پست تر و شقی تر از اهل عصیان و طغیان قرار گیرد و دور از رحمت الهی واقع شود ، در این باره هم ، آیات و روایات زیاد است فقط به دو مورد آن اشاره می کنم :

1- شیخ کلینی رحمت الله روایت فرمود : فی الصحیح عن ربعی عمن حدثه عن أبی جعفر (ع) عن رسول الله(ص) قال : من طلب العلم لیباهی به العلماء او یماری به السفهاء او لیصرف وجوه الناس الیه(أو لیأخذ به من الأمراء) فلتبوء مقعده من النار . مضمون این حدیث را شهید (قدس سره) در منیه المرید از پیغمبر (ص) نقل فرموده « من تعلم علماً لغیر الله واراد به غیر الله فلیتبوه مقعده من النار» [5] امام باقر فرمود : هر کس تحصیل علم نماید و هدفش این باشد که بر علما فخر بفروشد و مباهات کند یا بر سفها ستیز کند یا توجه مردم را به خود جلب کند یا بوسیله آن علم ، از سلاطین وجوهی دریافت کند (یعنی علمش را در راستای اهداف سلاطین بکار بندد ) باید آتش دوزخ را جایگاه خود قرار دهد .

2- شیخ کلینی(ره) روایت نموده سلیم بن قیس الهلالی عن الاصبغ بن نباته عن امیر المؤمنین (ع) یحدث عن رسول الله(ص) قال فی کلام له : « العلماء رجلان رجل عالم أخذ بعلمه فهذا ناج و عالم تارک لعلمه فهذا هالک و ان أهل النار لیتأذون من ریح العالم التارک لعلمه و ان اشّد أهل النار ندامه و حسره رجل دعا عبداً الی الله فاستجاب له و قبل منه فاطاع الله فادخله الجنه و أدخل الداعی النار بترک علمه و اتباع الهوی و طول الأمل » الحدیث . [6] امیرالمؤمنین (ع) از رسول خدا(ص) خبر می داد که رسول خدا(ص) می فرمود : علما دو دسته هستند ، یک دسته علمائی هستند که به علم خود عمل می کنند (عالم عامل و با تقوی) اینها اهل نجاتند و رستگار خواهند بود ، دسته دوم علمائی هستند که به علم خود عمل نمی کنند (مطیع هواهای نفسانی خود هستند نه مطیع امر مولی) اینها اهل هلاک و خسرانند و دوزخیان از بوی تعفن عالم بی عمل در رنج و عذابند و بیشترین حسرت و ندامت را از اهل جهنم کسی دارد که در دنیا بنده ای را بسوی خدا دعوت کرده و او پذیرفته و اطاعت خدا را کرده و خدا او را به بهشت برده اما خود دعوت کننده را بعلت عمل نکردن به عملش و پیروی از هوی و هوس و آرزوهای درازش وارد دوزخ کرده است . الحدیث . پس خوشا بحال آنهایی که با اخلاص تمام قدم برداشته و این دو مرحله را با دقت کامل در نظر بگیرند و از خداوند متعال استعانت و کمک و توفیق بخواهند که خداوند طبق وعده من جاهد فینا آنها را به اهداف عالی انسانی و معرفت برساند انشاء تعالی ، و اما اگر خدای نا کرده فریب هوا یا دنیای دو روزه را خورد چقدر تباه و بیچاره و پست شده و خسارت دیده نعوذ بالله العظیم . عالم ربانی وارسته تمام عیار ، دنیا و جامعه را گلستان می کند نه ادعا دارد نه پی جاه و مقام است و نه شهرت ، نه تدبیر و نقشه می کشد که دیگران را از میدان خارج کند یا حسد ورزد بلکه تا قدرت و توانایی دارد دست دیگران را می گیرد و بالا می برد و لذت می برد که بالا بردن اسلام است ، نه سر دعوا و جنگ با دیگران دارد ، نه دیگران را توهین و تحقیر می کند ، و نه بدخواه به دیگران است ، نه زبان بازی و چاپلوسی می کند که جلب نفوس کند ، نه با حرکتش و کلامش و سکوتش دیگران را آزرده و رنجیده می کند ، ‌بلکه تمام حرکت و کلام و عمل و حتی سکوتش همه برای خداوند متعال و در خدمت به دین و اهل ایمان است . اُنسش و توجه اش فقط به خداست ، یک نماز با توجه کامل و با خضوع را که معراج مؤمن است درجه واقعی می داند و لذت می برد بلکه بر هزارها امثال کشف و شهود ترجیح می دهد ، یک تصفیه نفس و انقلاب درونی را که به معنای تخلق به اخلاق و صفات الهی است بر همه چیز مقدم داشته و خوشحال می باشد همانطوری که از علامه استاد مرحوم آیت الله صافی دیدیم . در یکی از سفر ها با جماعتی از اهل علم در خدمت حضرت استاد پیاده از نجف اشرف به کربلا برای زیارت مشرف بودیم در نماز ظهر که همه به ایشان اقتدا نموده بودند حادثه ای واقع شد که موجب شد همه نمازشان را شکستند و نتوانستند ادامه دهند به جز ایشان که اصلا فرقی در حال ایشان دیده نشد و هیچ اثری در شان بروز نکرد و نمازشان را ادامه دادند و کان لم یکن که چیزی در خارج واقع شده . این قضیه حاکی از آن است که ایشان در نماز در یک حالت خضوع و خشوع و حضور قلب بالایی قرار داشتند که اصلا توجه به غیر خدا نداشتند . درباره علامه بحر العلوم (قدس سره) آمده که روزی دیدند ایشان خیلی خوشحال است سببش را پرسیدند ، فرمود : امروز احساس کرده ام بعد از سی سال مبارزه که صفت حسد بکلی از من رفته است . در خدمت علامه استاد فقید حضرت آیت الله صافی اصفهانی در سامراء بودیم که مؤمنی بنام حاج هادی که از اهل سماوه بود فرمود من می دانم که طی الارض دارم یک مرتبه اتفاق افتاد ولی دیگر عمل نکردم و هرگز آن را بجا نمی آورم مگر وقتی که احراز کنم رضایت خداوند متعال در آن باشد . پس مهم و درجه ، کسب رضای حق تعالی است که هدف عالی عالم ربانی است درجه واقعی آن است که به روایت احتجاج امام زمان ارواحنا له الفداء در نامه ای به شیخ اجل مفید(ره) خطاب بفرماید : السلام علیک ایها الأخ السدید و الولی الرشید الشیخ المفید . یا در روایت اسحاق بن یعقوب بفرماید اینها حجت از طرف من بر شما و من حجت خدایم بر شما و اما الحوادث الواقعه فأرجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و أنا حجت الله علیکم [7] این درجه و هدف عالی عالم ربانی است . آیا علامه استاد بزرگوار (مرحوم آیت الله صافی ) مصداق حقیقی و کامل این معنی نبودند؟! آیا ایشان جلوه نور و معرفت نبودند ؟‍! آیا گذشته از علوم و دروسش اعمال و حرکات بلکه سکون و سکوتش هدایتگر و روشنائی بخش نبود؟! آیا کلامش و سکوتش بلکه رؤیتش موجب توجه الی الله تعالی نبود و دلها را صافی نمی داد؟! کسی که به درجات عالی علم رسیده و شایسته مرجعیت عالم بود و علم و حکمت از او جاری و فیضان داشت در عین حال آراسته و متواضع و بی دعوا(ادعا) مثل اینکه تازه به مدرسه آمده در حالی که متخلق به اخلاق کریمه و حمیده بود اگر عالمی ربانی و اگر عارفی بود حقیقی . فقط برای نمونه به یک قضیه مختصر اشاره می شود : مجلسی در اصفهان با حضور ایشان منعقد بود و خطیب برجسته ای از روی علاقه و اعتقاد تعریف زیادی از علامه فقید می کند در حالی که در مجلس یکی از علماء که خود را هم ردیف ایشان می دانسته ، حضور داشته و آن خطیب اصلاً اسمی از او نمی برد استاد علامه آنقدر متأثر می شوند که در وقت بیرون رفتن آن آقای محترم ، کفشها را جلوی پای او جفت می کند و تا درب ماشین آن آقا را مشایعت می کند و با گریه از ایشان عذر خواهی می کنند . و آقائی که ملازم ایشان بود می فرمود حتی بعد از آن در حالی که به منزل بر می گشتیم ، در راه ایشان گریه می کردند و می فرمودند : « انسان نباید گول این هیاهوهای فریبناک دنیا را بخورد ... این سلام و صلواتها انسان را به جایی نمی رساند ما باید در پی جلب رضای خدای متعال باشیم . » بیان و قلم این ناچیز عاجز است از اینکه بتواند اخلاق کریمه و حالات عرفانی این استاد را بیان کند امید است که این عذر بدرگاه ایشان قبول باشد . بحق منصب خلافت و جانشینی پیغمبر (ص) و ائمه هدی (علیهم السلام ) را بنحو لایق اداء فرمود و این افتخار بزرگ بر ایشان و خانواده محترمشان گرامی باد . والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

حوزه علمیه قم – مسلم داوری .

 

(کتاب طریق حق در سیر و سلوک)

 

--------------------------------------
پی نوشت ها:

[1] مجادله : 11 .

[2] فاطر : 28 .

[3] بحارالانوار : 1/166 – یعنی : دانش را فرا بگیرید زیرا به راستی که فراگیری آن ثواب است و مطالعه و بررسی آن ثواب تسبیح خدا را دارد و آموزش آن به کسی که علم ندارد ثواب صدقه دارد ، علم همدم انسان است در دورانهای وحشت و گرفتاریها و رفیق انسان است در تنهائیها و سلاحی است علیه دشمنان و زینتی است برای دوستان ، خداوند بواسطه دانش گروههائی را به مقام بالائی می رسانید ، آنها را در کارهای خیر پیشوایانی قرار می دهد که مردم به آنها اقتدا کنند و اعمالشان مورد نظر و عنایت قرار می گیرد و مردم آثار علما را اخذ می کنند ملائکه رغبت پیدا می کنند که با آنها دوست بشوند ، فرشتگان بالهای لطف و رحمت خود را در نمازهای آنها بر آنها می کشند زیرا که علم مایه حیات دلهاست و روشنی بخش چشمهای نابینا و مایه قوت بخشیدن بدنهای ضعیف است ، خداوند صاحب علم را در منازل ابرار و بندگان صالح خودش جای می دهد و او را موفق می کند که در دنیا و آخرت با اخیار و پاک دامنان همنشین باشد بوسیله علم است که خداوند اطاعت و عبادت می شود و با علم است که خداوند شناخته می شود و به یگانگی او گردن نهاده می شود و بوسیله علم است که صله از حکام می شود و حلال و حرام خدا فهمیده می شود و علم رهبری می کند عقل را و عقل از علم تبعیت می کند ، خداوند علم را به سعدا و نیکوکاران الهام می کند و اشقیاء و بدکاران را از آن محروم می نماید .

[4] کافی 1/47 ، ح1 – بحار 2/27 ، ح 5 و 78/193 ، ح 7 .

[5] کافی ، ج 1 ص 47 ، ح 6 باب المستأکل بعلمه و المباهی به .

[6] کافی ، ج 1 ص 44 ، ح 1 ، باب استعمال العلم .

[7] اکمال الدین : 484 .

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

علامه فقیه آیت الله حاج شیخ حسن صافی اصفهانی رحمه الله ، پدر فقیه وارسته آیت الله علی صافی اصفهانی و رییس حوزه علمیه اصفهان که مقدمات را در اصفهان و قم به پایان رساندند، سطح را اکثراً در قم مقدار زیادی از شرح لمعه را نزد آیت الله العظمی مرعشی، و معالم را نزد آقای صدوقی و زیادی از رسائل و مکاسب را نزد آقای آیت الله شیخ عبدالرزاق نائینی و مقداری از سطح مکاسب را نزد امام(ره) خواند. مقداری از تفسیر جوامع الجامع را با ...

ادامه ...

تماس با ما

home-icon-  اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه شماره 9 ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

mail-black  

     

telephone  32317981 ، 03132317982

printer2  32317983