wrapper

معنويت حالتي است روحي و باطني كه روحانيّت و نورانيت آن را به طور واقعي نمي‌ توان ارزيابي و ميزان آن را اندازه‌ گيري كرد، امّا از رفتارها، حركات و تأثير سخن و شاخص‌ هاي رفتاري مي‌توان افزايش يا كاهش آن را به دست آورد و شاخص‌هاي اين نورانيت در اعضا و جوارح به وضوح آشكار مي‌گردد. در وجود آيت الله صافي «رحمه‌ الله»، خيرخواهي، ايثارگري، عدم علاقه به دنيا، دلجويي از مستمندان و سخاوت، حُسن خلق و ديگر صفات انساني نمايان و آشكار بود. بُعد معنوي او اصلاً قابل توصيف و اندازه‌ گيري نبوده و به راستي از اين جهت در عصر خود كم‌ نظير و از نوادر محسوب مي‌شد.

 

آن عالم ربّاني چهره‌اي نوراني و ملكوتي و قلبي سرشار از ايمان و يقين داشت و به راستي اهل حقيقت و معنا بود كه چون آهن‌ربا كشش داشت و چون آفتاب، قلوب افسرده را حيات مي‌بخشيد.



آري، او در انسانيت، تواضع، ادب و اخلاق، تزكيه، علم ممزوج با حلم، وقار و متانت، نمونه، مجمع كمالات و سمبل فضيلت بود. گويي بارقة رحمت الهي از عالم ملكوت بر قلب شريفش تابيده بود. از نظر باطن آراسته و در اخلاق، اخلاق مجسّم، بلكه مجسّمة اخلاق بود و در ظاهر نيز،‌تمام آداب اسلامي در وجود مباركش عينيت داشت ( الظاهر عنوان الباطن).

در نشستن، راه رفتن، خوابيدن، سخن گفتن، خوردن و آشاميدن و در همه حركات و سكنات مودّب به آداب ديني و انساني، و در يك كلمه، مظهر و آيينة كامل ادب و اخلاق، صفا و صميمت و تواضع، و به راستي، يك عالم وارسته و عامل و معلّم اخلاق بود.

علم و حلم و تواضع او مانع از اين بود كه مانند بعضي خود را به اصطلاح آفتابي كند و در معرض قرار دهد. حتي در مسايل تا از او سؤال نمي‌‌‌شد جواب نمي‌ داد، و با اين كه عده‌اي از اهل علم از اهل فنّ‌ او را اعلم مي‌دانستند، هيچ‌گاه خود را در معرض تظاهر قرار نمي‌داد و حاضر به چاپ رساله هم نشد.



از جمله نشانه‌هاي تواضع آن رادمرد بزرگوار اين بود كه، در آغاز شروع به تدريس در حجرة محقّري، طلاب گرد شمع وجودش حلقه مي‌زدند و استاد امتناع داشت كه در محل مَدْرس حاضر شود تا اين كه ضيق مكان و ازدحام طلاب، جريان را به طور طبيعي و برخلاف ميل ايشان به مَدْرس مدرسة صدر كشانيد و با اين كه اطبّا ، به خاطر درد و ناراحتي كه از ناحيه پا داشت، او را از دو زانو نشستن منع نموده بودند با اصرار زياد اطرافيان، حاضر شد روي صندلي نشسته، درس را بيان نمايد.

آري، ايشـان به راستـي مصـداق عبادالرحمن بود كه: يمشون علي الارض هوناً ؛ «با آرامش و بي‌تكبّر (با ادب و وقار) راه مي‌روند». سيماي نوراني‌اش انسان را متوجّه حق مي‌نمود: سيماهم في وجوههـم من اثـر السجـود ؛ «نشـانة آن‌ها درصورت‌شان از اثر سجده نمايان است.»


كلام محبّت‌آميز و عالمانه‌ اش،‌آگاهي، علم و معرفت، توجّه به آخرت و بيداري در انسان ايجاد مي‌ كرد: «من يذكّركم الله رؤيته و يزيد في علمكم منطقه و يرغبكم في الآخرة عمله»(5) ؛ با كسي مجالست كنيد كه ديدن او شما را به ياد خدا بيندازد و سخن او بر آگاهي شما بيفزايد و عمل او شما را در امر آخرت ترغيب نمايد.


آن استاد عزيز، كم‌ گوي و گزيده‌ گوي بود. كم مي‌گفت و گزيده‌اش نيز در كام جان مؤثّر مي‌افتاد و از كلامش عطر معرفت و محبّت استشمام مي‌گرديد و فضاي مجلس را معطّر مي‌ساخت: «العالم اذا سكت فهو بحر عميق و اذا تكلّم فهو بحر موّاج» سكوت و نگاه‌هاي پر معني داشت و نگاه‌هاي او آموزنده‌ تر از غوغاي برخي سخن‌ گويان فصيح بود.


آري، او كانون مهر و محبّت و مظهر صميميت و عطوفت بود، به حدّي كه هر يك از افراد تصور مي‌كرد نزد استاد محبوب‌تر از همه است و استاد فقط او را دوست دارد. در ارتباط با طلّاب و اهل علم آنقدر با احترام و دلسوزي برخورد مي‌ كرد كه طلّاب او را پناه و ملجأ خويش مي‌دانستند. هنگامي كه پاي مبارك را به مدرسة صدر (مركز حوزة علمية اصفهان) مي‌نهاد چون نوري بود كه در و ديوار مدرسه و طلّاب همه به سوي او متوجّه و جذب مي‌شدند و گويي وقتي مي‌رفت آن نور را نيز با خود مي‌برد و وا اَسفا كه قدر او را ندانسته و او را نشناختيم و هم اكنون با غم و اندوه جاي خالي و خلأ او را احساس مي‌كنيم.


برخورد و رفتار استاد با عموم مردم نيز رفتاري پسنديده بود و با خوشرويي و خوش اخلاقي با تودة مردم رفتار مي‌كرد. درب خانة اين عالم ربّاني و بزرگوار به روي همه باز بود. درست، مصداق حقيقي توقيع شريف حضرت ولي‌عصر‌«عج» بود كه توسط‌ شيخ‌ محمد‌ كوفي‌ به ‌آيت‌ الله ‌سيد ابوالحسن‌ اصفهاني‌«رحمة‌ الله عليه» فرمود: «خود را براي مردم ارزان كن و در دهليزخانه بنشين، ما تو را ياري خواهيم كرد»، گويي اين دعا در حق استاد مستجاب شده و هم مورد تأييد آن حضرت و هم محبوب مردم بود. آري، چرا چنين نباشد كه: «ثلاثة مكسبة للمحبّة: الدّين والبذل و التواضع»؛ سه چيز است كه محبّت‌ آور است: دين، بخشش و فروتني. و اين هر سه در استاد عزيز بروز و ظهور داشت.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

علامه فقیه آیت الله حاج شیخ حسن صافی اصفهانی رحمه الله ، پدر فقیه وارسته آیت الله علی صافی اصفهانی و رییس حوزه علمیه اصفهان که مقدمات را در اصفهان و قم به پایان رساندند، سطح را اکثراً در قم مقدار زیادی از شرح لمعه را نزد آیت الله العظمی مرعشی، و معالم را نزد آقای صدوقی و زیادی از رسائل و مکاسب را نزد آقای آیت الله شیخ عبدالرزاق نائینی و مقداری از سطح مکاسب را نزد امام(ره) خواند. مقداری از تفسیر جوامع الجامع را با ...

ادامه ...

تماس با ما

home-icon-  اصفهان، چهارراه عسگریه ، خیابان صغیر اصفهانی ، ابتدای کوچه شماره 9 ، پلاک 70 ، دارالصادق اصفهان

mail-black  

     

telephone  32317981 ، 03132317982

printer2  32317983